امروز میخواهم به موضوعی بپردازم که متاسفانه سالیان زیادی است در فرهنگ ما در باوری کاملا غلط نپرداختن به آن رسم ادب و شرط اخلاق محسوب میشود. آنگونه که در این زمینه هر چه خاموش تر، مودب تر !...
سکس و روابط جنسی را میگویم، همان غریزه ای که خداوند رحمان به نیکی در وجود ما آدمیان به ودیعه نهاده تا علاوه بر بقاء نسل، در چهارچوبی معین مایه آرامش و لذت دنیوی ما باشد. این درست که انسان ازخون بسته ( و در رنج ) آفریده شده، اما این مطلب هیچ منافاتی با لذت بردن از زندگی دنیوی برای نوع آدمیان ندارد. بی شک روابط جنسی یکی از نعمات الهی است که خداوند متعال به بندگانش ارزانی داشته و از جمله کامل ترین اشکال ابراز عشق و محبت بین دو انسان میتواند باشد. پس چرا نه ناخودآگاه که درضمیر آگاهمان این گونه نقش بسته : هرآنکس که به این ودیعۀ الهی بی تفاوت تر، مودب تر و با اخلاق تر ؟ براستی در دنیای واقعیت هم همینگونه است؟
تظاهر به نداشتن هیچ میل و توجهی به روابط جنسی، آنچنان در وجود جوانانمان نهادینه شده و به یک صفت نکو و ارزشی مبدل گشته،که حتی گاها خود والدین باورشان میشود فرزندانشان به اصطلاح شیر پاک و لقمه حلال خورده و دراثر تربیت صحیح آنان متدین و با ایمان بار آمده اند. واین حکایت غریبی است که نشانه ایمان و تدین جوانانمان را تعارض با قویترین غریزه خدادادیشان قلمداد میکنیم !...آنگاه با تبختر بسیار بادی درغبغب انداخته، شب را آسوده سر بربالین گذاشته و کلی برعالم و آدم فخر فروخته که ایهاالناس: بیایید و ببینید که چگونه ما در تربیت صحیح فرزاندانمان موفق عمل کرده و بچه هایی خلف وسالم تحویل جامعه داده ایم!... غافل ازاینکه همین جوانان پاک و معصوم ما به اقتضای سرشتشان (علیرغم آن همه خموشی و تظاهر به بی میلی)خواسته و ناخواسته در جاهای دیگری ابزار مناسبی را جهت پاسخگویی به این غریزه خدادادی بسیار قوی و پر جذبه نهان خویش جستجو میکنند، گاهی اوقات با دیدن یک فیلم مستهجن درخلوت خویش و به دور از چشمان والدین، و گاهی هم با ایجاد ارتباط با جنس مخالف که متاسفانه دربسیاری از مواقع پایان غم انگیز و پرهزینه ای برای خانواده ها به همراه دارد.
درچنین فضای فکری که برخانواده ها حاکم است، هیچ جوانی جرات اینکه بخواهد حتی ازسر کنجکاوی سوالی در زمینه سکس از والدین خود بپرسند، را ندارند و روز به روز دیوار بی اعتمادی فی مابین آنها ضخیم ترشده و فاصله آنها دست نیافتنی تر خواهد شد. و بدینسان همان والدینی که در واقع میبایست محرم و سنگ صبور فرزندانشان باشند، بیگانه ای بیش نیستند که هرگز نتوان با آنان به گفتگو نشست. وای به روز جوانی که به اقتضای کشش درونیش بخواهد دراین خصوص بیشتر بداند و قدمی درجهت شناخت روحیات جنس مخالف و نیازهای متفاوت او بردارد، آنچنان مورد هجمه ویرانگر خانواده و محیط قرارمیگیرد که چاره ای جز پاک کردن صورت مسئله و بخشیدن عطای آن به لقایش را ندارد و ناخودآگاه به سمت و سویی سوق داده میشود که از این به بعد درخلوت، و به دور ازچشم اغیار بدنبال خواسته به حقش باشد و وا اسفا که این آغازی است برای لغزش و شروع انحطاطی خانمانسوز که قطعاً مسبب اصلی و مقصر واقعی آن خود خانواده ها و فرهنگ سراسر اشتباه حاکم برجامعه ماست، نه جوانان.
در تعجبم چگونه است که صدا وسیما بعنوان رسانه ملی از صبح علی الطلوع تا پاسی از شب با پول همین مردم مشغول تولید و پخش برنامه های آموزشی همچون آشپزی، خیاطی ، گلدوزی و... است ، اما کمترین توجهی لااقل به روانشناسی روابط زناشویی ندارد و درساعاتی خاص برای مخاطبینی خاص برنامه هایی در این زمینه پخش نمیکند ؟!..
و اما شاهکار غلط اندیشی ما در زمینه سکس اینجاست که فکر میکنیم انسانها فقط از طریق ازدواج وتشکیل خانواده میتوانند و می باید پاسخگوی نیازهای جنسی خود باشند وخارج از این دایره هیچ عذری موجه نیست و بخاطر ارتکاب به چنین گناهی نابخشودنی مستوجب شدیدترین عقوبتها (هم دردنیای فانی وهم دردنیای باقی) هستند. اصلاً دراین زمینه به بیرحمانه ترین شکل ممکن، اولین اشتباه را مساوی با آخرین آن دانسته وبا ریختن آبروی شخص فرصت هرگونه توبه وجبران را از او خواهیم گرفت وکیست که نداند این همه سختگیری باروح خود دین وحتی رحمانیت خداوند نیزمنافات دارد. البته شکی نیست که به لحاظ شرعی وحتی انسانی- اخلاقی، محدود کردن پاسخگویی به نیازهای جنسی در چهارچوب خانواده آنهم بدنبال ازدواج، بهترین و مقبول ترین شکل از آن میباشد و امری است علی حده و مورد توافق همگان که درجای خود مستوجب پاداشی به بزرگی سعادت در دنیا و آخرت است. اما سوال اینجاست : اگر به دو دلیل مطروحه ذیل امکان برآورده شدن نیازهای جنسی انسان در کانون خانواده مهیا نباشد، آنگاه تکلیف انسان با این غریزه خدادای قدرتمند و (صد البته به نوعی ضروری تر از نان شب) که حاصل سرکوبش جز کشتن خلاقیت و نابودی انگیزه های او چیز دیگری نیست ، چه میباشد و اساساً از چنین سرکوب غیرعاقلانه و حتی خلاف شرعی جامعه ما چه انتفاعی می برد؟
1- بدلیل مشکلات مالی امکان ازدواج فراهم نباشد و چه بسا آمار عذب ماندن جوانانمان به همین خاطر روز به روز درحال افزایش است ؟
2- بواسطه مشکلات عدیده ای که ذکر آنها در فرصت این مقال نیست، فی مابین زوجین طلاق عاطفی رخ داده و روزها و بلکه ماهها در بیخبری مطلق از یکدیگر به سر می برند؟
نمیتوان منکر شد که درصد بالایی ازجامعۀ ما خواسته وناخواسته در چنین شرایطی بسر میبرند و هم شرع وهم عرف میبایست پاسخی منطقی برای آنان داشته باشند، به گمانم با اندکی تامل درماهیت این سوالات بتوانیم درمحکمه وجدانمان، باورهای غلط خود را به چالش بکشیم و همین مطلب سکوی پرتابی گردد برای اصلاح فرهنگ غلطی که سالهاست همچون جغد شومی بر سرمان سایه افکنده و خود زمینه ساز حدوث زشت ترین انحرافات اخلاقی درجامعه ماشده است، البته اگرهنوز هم نه درشعارکه درعمل اعتقاد داریم برای ساختن فرهنگ جامعه میبایست ازساختن باورهای خودمان شروع کنیم.( غیر از این است بفرمایید).
و اما چند توصیه دوستانه :
- از آنجا که تنها قاضی عادل و دانای برهمه اسرارنهان خداوند متعال است، سعی کنیم از قضاوت شهودی ( قضاوت برمبنای دیده ها و شنیده هایمان )در خصوص افراد جداً بپرهیزیم، خصوصاً اگر بحث اخلاقی پیرامون آنها برسر زبانهاست.
- حتی الامکان از ورود به مسائل اخلاقی دیگران اجتناب کنیم و بگذاریم حریم خصوصی افراد مصون بماند.
- در جایی که خالق هستی ستارالعیوب است ، شتابزده و بی دانش کسی را به قضاوت ننشینیم و هرگز اقدام به پرده دری و هتاکی ننماییم که حاصلی جز خسران ابدی برای ما نخواهد داشت.
- با دامن زدن به مشکلات دیگران ، فرصت جبران و بازگشت را به روی آنان نبندیم چرا که درهای توبه و رحمت الهی همیشه به روی بندگان توابش باز است.
- هرگز این اصل یادمان نرود : شاید خوردن گوشت مُردار بر کسی حلال است و ما خبر نداریم. هرگز.
واین نقدی بود بر یکی دیگراز معظلات دامنگیر انسان معاصر. امیدوارم شما خوبان نقدم را آنگونه که نوشته ام و باید، به نقد بنشینید، نه بیشتر. بی شک از شر آنانی که مرا آنگونه که دلشان میخواهد نقد میکنند فقط به خدا پناه می برم که او برهمه چیز، هم داناست و هم توانا.
سلام
والا موضوعی رو مطرح کردید که کمتر کسی جرات مطرح کردنش رو داره که اونم فکر کنم برگرده به فرهنگی که طی قرنها عوض شده...
هرگونه رابطه ای خارج از چهار چوب شرعی ممنوعه اما همین چهار چوب شرعی اینقدر برای هم زنان و مردان گسترده هستش که نیازی به روابط خارج از شرع نداشته باشند.
آخر من نمی دونم کجای شرع گفته که دختران نباید در سنین مدرسه ازدواج کنند و کجای شرع گفته که اگر دختری در سنین جوانی مطلقه یا بیوه شد دیگر باید برای همیشه چشم از ازدواج بپوشد؟!!و یا کجای شرع گفته که بکارت دختران حسن کمالی برای ازدواجشون به شمار می آد؟؟؟!!
تمام این زنجیرها رو عرف و فرهنگ غلط به پای مردم زده تا نتوانند به خوبی زندگی کنند...
وگرنه خداوند در قرآن گفته است که ما بر انسان آسان گرفتیم چون میدانستیم که او ضعیف است...
اما انسان خود بر خود ظلم کرده و بر خودش سخت گرفته و به خاطر فشاری که بهش میاد متاسفانه از جاده ی شرع میزنه به بیراهه
موفق باشید
درود بر شما بانو.
شرع اسلام به عنوان دین اکمل تمام زوایای زندگی بشر را در نظر گرفته و عمل به آن مایه سعادت وآرامش انسان در هر دو جهان است و این اعتقاد ما شیعیان است. بسیاری از این سخت گیریهای غیر معقول نتیجه باورهای غلط خود جامعه است ونباید چنین اشتباهاتی را به پای شرع واسلام بنویسیم.
شما انسان آگاه وفهیمی هستید.
موفق باشید.
موضوع ظریفی ست نیاز به واکاوی و گفتن حقایق بدون اغماض و ریاکاری دارد
عرب ها ی صدر اسلام کلاً اهل سکس بودن و علاوه بر چند زن با کنیزان خود هم رابطه داشتن
الانم اوناییکه تابلو ورود ممنوع به این بحث ها رو نصب کردن
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند !
اینا فک میکنن اینجور همه چیز درست و سرجاشه
چشاشون و بر واقعیات بستن
یه جوان تا 30 ، 35 سال شرایط ازدواج براش فراهم نیست اما غافل از اینکه 15 سال بیشتر هم از فوران احساست جنسیش سپری شده و ...
ای بابا الان چیزای دیگه ای از دهنمون در میره و ...
درود بر شما دوست گرامی
ممنون که قابل دانستید و وقت گذاشته اید.
حکایت تلخ جامعه ما با این همه باورهای غلط همین است که فرموده اید که حاصل آن چیزی نیست جز : نسلی سوخته .
اگر اجازت دهید با افتخار شما را لینک میکنم .
شاد باشید وهمواره تندرست.
سلام بر شما
خوشم میاد از کلام بانوی شرقی و جسارتشون...ما هنوز چون ضریحی مقدس گرفته ایم به بکارت دختران در حالیکه واقعیت جامعه خود را نمیبینیم ..هستند و میشناسم دختران جوانی را که برای رفع همین نیاز اساسی و فراهم نشدن شرایط ازدواج به ارضا ان رو اورده و در خفا ...و حتی وقتی یارشون قطع رابطه میکنه با کسی و کسان دیگر ...تا هر زمان موقعیت ازدواج فراهم بشه بعدشم برای تامین ابرو با صرف هزینه ای به عمل جراحی و ترمیم میپردازند..ما مثه کبک سر در برف فرو برده ایم و بجای حل بنیادین مشکل به باورهای سنتی خود چسبیده ایم..غافل از اینکه چه فاجعه ای سالهاست بتدریج در جامعه ما در حال رشد است
سلام بانو
و من کمترین ممنونم از شجاعت بانوانی چون شما و بانوی شرقی که بیان حقیقت تلخ جامعۀ ما را در پس هیچ مصلحت اندیشی ظاهر فریبی پنهان ننمودید و با آگاهی و جسارت خود که به حق زیبنده زن اصیل ایرانی است بر جامعه فرو رفته در جهل وتاریکی مان اینگونه تاختته اید.
درود بر شرف و عزت چون شما زنان ایرانی که مایه افتخارید.
متاسفانه دیرگاهیست که دختران هموطن ما بابت این باور غلط و سخت گیریهای افراط گونه آن ، تاوان سنگینی به بهای کرامت وعفت خود می پردازند که همه در مقابل آن مسئولیم.
به امید روزی که کاسه داغ تر از آش نباشیم وبا این ودیعه الهی همانگونه برخورد کنیم که رضای خدا وسعادت ما در آن باشد .
شاد باشید وهمواره تندرست.
درود استاد عزیز
مدتیه وبلاگم به روز نیست. احوال دل طوفانی هنوز در ساحل ارامش لنگر نینداخته.و در امواج طوفانی اندیشه ها، مجال جولان نیست. در اولین فرصت به روز خواهم شد. اما شما بنده نوازی تان را ادامه دهیدکه سخت بدان عادت کردم
درود استاد.
بی صبرانه منتظر هنرنمایی تان هستم وبرای سیراب شدن از چشمه پرفیض وجودتان ثانیه شماری میکنم.
جسارت ما را هم بابت این همه گزافه گویی ببخشایید.
روز و روزگارانتان پر از شادی باد.
ازو ده داره باغه گه
ده شو تنه ژه داغه گه
به گر ژه مه سوراغه گه
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
وز همه عمر ازآن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم...
ارادتمند شما هستیم استاد گرامی.
سلام عرض ادب.
موضوع جالبی رو انتخاب کردید،عکسشو هم خوب انتخاب کردی!
واقعا وقتی به این مقوله فکر میکنم صحبت کردن در موردش کار ساده ای نیست،متاسفانه باورغلطی که در جامعه حاکم هست ودر رفتار ماهم رسوخ کرده این تصور غلطه که اگر در مورد مسئله ای صحبت نکنیم وجود نداره در حالیکه اگاهی بخشی ودادن اطلاعات درست و بجا میتواند احتمال خطا را کاهش دهد ودر انتخاب راه درست راه گشا باشد.
سکس وروابط جنسی هم در دوره تجرد بسیار مهم است و باید بخوبی جهت دهی شود و هم در دوره تاهل،چه بسیار خانواده هایی که بدلیل عدم اگاهی کافی وعدم اموزش مناسب بامشکلات عدیده ای مواجه میشوندکه با توجه به ارتباط کار یبا همکاران روانشناس و...بسیار شاهد مشکلات خانوادگی بخاطر همین مقوله بوده ام.
امیداست بجای سرکوب و سرپوش این نیاز خدادادی جهت دهی منناسبی داشته باشیم.
پاینده باشید.
درود بر شما دوست گرامی
به کلبه مجازی ما خوش آمدید. ممنون از لطفتان.
از اینکه موضوع مورد توجه شما وسایر دوستان قرار گرفته ، خوشحالم . امید که توانسته باشم با قلم شکسته ام حق مطلب را به نیکی ادا کرده باشم.
دردا که در باوری کاملا غلط سرکوب غرایز جنسی خدادادیمان را نشانه ادب وبلکه تدین جوانانمان میدانیم واین بار گرانیست بر دوش این جامعه ومردمانش که میبایست از برایش چاره ای اندیشید.
شاد باشید وهمواره تندرست.
سلام
با مطلبی در عنوان" چرا دین خصوصی نیست و اجتماعی است؟"در خدمتم.
منتظر حضور و نظرتان
موفق باشید
سلام .
چشم در برابر چشم.
اگه مطلب جدیدمو خوندی تا بیام میهمانت بشم .
از شوخی گذشته به روی چشم . در اولین فرصت.
موفق باشید.
درود
پوزش مرا بپیذیرید نصیحت من به کسانی است که برداشت دیگری ازبحث شما می کنند. بنده به شاگردی تان افتخار ی کنم.هرروز بی صبرانه به وبلاگ ارزشمندتان سر می زنم تا دوروز من با هم برابر نباشد. چرا که به معلومات من افزوده می شود.
بی همگان به سر شودبی تو بسر نمی شود
داغ تو دارداین دلم جای دگر نمی شود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
اب زلال منتویی بی تو بسر نمی شود
هزاران درود استاد
شرمنده می فرمایید. ما که باشیم در مقابل نور وجودشما؟
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند وسر برود ، هم بر آن سریم
فدای وچود پاک ونازنینتان برادر ارجمندم.
در پناه ایزد منان شاد باشید.
درود ببخشید اشتباه تایپی بوده و مقصود"عادی بودن" است
سلام مجدد استاد .
ممنون از شما بابت همه چیز
روزتان خوش.
درود اتستاد عزیزم
این یکی از هنجار های لازم است که شوربختانه صحبت از آن ناهنجار شده و کسی که این بحث را پیش می کشد آدم. بی ادبی خطاب می کنند.
. قران زن و مرد را مایه ارامش هم قرار داده است. واین اهمیت روابط زناشویی را می رساند.وقتی بیشتر طلاق ها به خاطر مقوله"سکس"اتفاق می افتد باید به بغرنج بودن قضیه اشاره کرد.شوربختانه شرایط طوری است که اگر بخواهی بر دختری که دچار لغزش شده، سخت نگیری تورا "بی غیرت" خطاب می کنند و لا ابالی.
استاد اول باید عدی بودن این بحث را "فرهنگ سازی" نمود سپس جوانان را آگاه کرد.
بابت این بحث های واجب ازتون سپاسگزارم. سربلند باشید.و یک نصیحت:
سخت گیری و تعصب خامی است
تا جنینی کار خون آشامی است
درود بر استاد خوش نظر و خوش قلم خطه خراسان
و تمام واهمه وترس من هم همین است استاد ، که متهم به بی غیرتی شوم. اما آن داننده اسرار نهان خود بهتر میداند که غرض بنده از این نوشتار چه بوده وهست. بی شک ترویج فحشا وآزادی که به بی بند وباری منتهی شود منظور نظر هیچ یک از ماها نیست اما پاسخگویی منطقی و صد البته به جا به مقوله سکس که از نعمات الهی است ، مایه آرامش و نقطه عطفی برای بروز خلاقیت جوانانی میشود که به قول یکی از دوستان در شبانه روز 23 ساعت به سکس فکر میکنند ویک ساعت به کار.
راستی استاد " عدی بودن " به چه معناست؟
تشنه آموختنیم ما را از جام پر فیضتان سیراب بفرمایید.
نصیحتتان هم به دیده منت توتیای چشمم خواهد بود.
روزگارانتان به کام.
سلام ودرود
با تشکر از شما به موضوع بسیار مهمی اشاره داشتید که متاسفانه امروزه یکی از شدید ترین تابوهاست
سکس تابویی است که حتی نام ان وبحث در موردش در نظر مرتجعان اشاعه و ترویج سکس در جامعه محسوب میشود
بحث در این باره بسیار زیاد است وقبلا با دوستان هم وارد این گونه مباحث شده ایم... طبق امار گوگل بیشترین کسانی که در گوگل سایتهای سکسی را سرج می کنند کشورهای ایران ودیگر کشورهای مسلمان هستند چرا؟؟
زیرا هرچه محرومیت بیشتر اشتیاق وعطش بیشتر
هرچه محرومیت بیشتر جنایت بیشتر
فرق جوامع نظیر ما با جوامع ازاد غربی این است که جوانان ما در بیست وچهار ساعت بیست و سه ساعت به سکس فکر می کنند یک ساعت به کار ( چون در حال کار کردن هم ممکنه فکرشون به سکس باشد) اما جامعه غرب یک ساعت در حال سکس وبقیه اش به کار چرااااا؟
چرا این همه درگیری ذهنی جوانان ما مشغول ومعطوف سکس است؟؟؟ زیرا سکس تابوست عملی شبیه جنایت وبی شرمی وبی حیایی ست
چرا جوانان ما صورتهای پر جوش عصبی و پرخاشگر دارند ؟؟ چون سرشار از هورمونهای جنسی ارضا نشده است
این همه جوان افسرده در جامعه چرا؟/ مگر نه اینکه زیباترین وبهترین دوران عمر خود را می گذرانند چرا عبوس افسرده وهمچنان گل نشکفته ی پر پر شده می مانند
جوانی که هیچ شرایط ازدواج ندارد بعضا با بالای 30 سال (باتوجه به شرایط بسیار سخت ازدواج در زمان حال) با این همه مشکلات جنسی وفشارهای جنسی باید چه به کند
مخصوصا این موضوع برای دختران شدت وحدت بیشتری دارد چرا که مسئله ای مثل بکارت همه ابروی وشخصیت وزندگی یک دختر محسوب می شود
وظیفه تک تک کسانی که درهای پنهان را می شناسند لمس می کنند این است که دست به تابو شکنی بزنند و وبا نغییر نگرشها وباورهای غلط نهادینه شده سهمی هرچند کوچک داشته باشند وبا توجه به توصیه ای که کردید هرگز دیگران را قضاوت نکنیم وسرک در خصوصی ترین موارد ومسائل شخصی دیگران نکشیم این کمترین کاری است که هر یک به نوبه خود می توانیم بکنیم...
درود بانو
ممنون از نگاه قشنگتون به این مطلب که نشان از شجاعت شماست و با قلمی زیبا به رشته تحریر درآمده است.
میگوند که تاریخ هر ملتی را جوانانش رقم می زنند. البته من که جوان نیستم !... اما آنگاه که تک تک جوانان ما باور داشتند که می توانند و باید تغییر و شکستن فرهنگها وباورهای غلطمان را از تغییرنگرش خود آغاز کنند ، بی شک فردایی بهتر پبش روی ما خواهد بود .
بازم هم از کامنت جامع وپر محتوای شما بانوی ارجمند سپاسگزارم.
در پناه یزدان شاد باشید.
درود بر شما
طرح اینگونه مسایل ارزشی جامعه شجاعت ستودنی میخواهد و برای این شجاعت بهتون تبریک میگم
من با چارچوب نوشته های شما موافقم ..
1- در تایید حرفهای شما عرض کنم در جامعه ما متاسفانه طوری به این مسیله نگاه میشود که انگار کسی میخواهد سنت و دین را گریزان شود و تا جایی که ...
2- برای زنان مخصوصا پرداختن به این مقوله گناه هست هرگز اونها که در اندیشه خود برای خویش لازم میدونند بی زن یا همسر سخت است زندگی اگر از طرف یک خانم بیان شود من نیاز به همسر دارم چنان برخورد میکنند که انگار طرف توهین بدی بهشون کرده ی...
باز میام استاد عزیز هنوز درد برای گفتن هست
درود بانو.
از لطف شما ارجمند بسیار ممنونم.
به امید روزی که فرهنگهای غلط این مرز وبوم با نیک اندیشی خوبانی چون شما ودیگر عزیزان اصلاح شود.
شاد باشید.